امام حسین(علیه السلام ) ؛ مظهر رحمت الهی
صحنه ی بازگشت نادمی گریان و مضطرب ، به محضر مولا و مرشدش آن چنان با شکوه بود که هر بیننده ای را به حیرت وا می داشت . در حالی که حرّ بن یزید ریاحی در روز عاشورا به امام (علیه السلام ) نزدیک می شد ، یکی از یاران امام (علیه السلام ) به نام مهاجرین اوس که هم قبیله ی حرّ بود ، گفت : « برای چه می آیی و چه می خواهی ؟!» حرّ لحظه ای خاموش ماند و در حالی که سرو پایش می لرزید ، گفت : « به خدا خود را بین بهشت و جهنم می بینم . به خدا اگر پاره پاره ام کنند و بسوزانند ، چیزی جز بهشت را بر نمی گزینم.» سرانجام حرّ به نزدیک امام (علیه السلام ) رسید و خاضعانه و با شرمندگی تمام گفت : « آقا اینک توبه کنان به پیش تو آمده ام . آمده ام تا جانم را نثار تو کنم . آیا توبه ی مرا می پذیری ؟!» امام (علیه السلام ) فرمود : « نام تو چیست؟» گفت : «حرّ» . فرمود : « چنان که مادرت نامت داده است ، حرّی. ان شاء الله در دنیا و آخرت حرّی. فرود آی.(۱) » و بدین سان بود که امام (علیه السلام ) با آغوشی باز از او استقبال کرد و با این کار به سیاه دلان و دنیاطلبان صحنه ی کربلا نشان داد که مظهر رحمت الهی و باب نجات امّت اسلامی است.السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

اوّل این آیینه از من یافت زنگ
من نخست انداختم برجام ، سنگ
باید اوّل از پی دفع گله
من بجنبانم سر این سلسله
پاسخش را از دو مرجان ، ریخت درّ
گفت احسنت انت فی الدّارین حرّ
قصد جانان کرد و جان بر باد داد
رسم آزادی به مردان یاد داد(۲)

عبرتی بزرگ : « مقدّم داشتن دیگران برخود»
امام حسین (علیه السلام ) به جامعه ی اسلامی آموخت که در راه انجام تکالیف الهی ، هیچ گاه نباید خود را بر دیگران مقدّم داشت . چنان که مصداق از این صدق و جلوه ای از این عظمت ، جریان اجازه خواستن حضرت علی اکبر (علیه السلام ) بود ، که بر خلاف دیگر اصحاب ، امام (علیه السلام ) بی درنگ علی اکبر (علیه السلام ) را اجازه ی رفتن به میدان عطا فرمود. و در حالی که قطرات اشک از چشمان مبارکش می ریخت ، بدو می نگریست و می فرمود: « اللهم اشهد فقر برز الیهم غلام اشبه الناس خلقاً و خُلقاً و منطقاً برسولک و کنا اذا أشتقنا الی نبیک نظرنا الیه فصاح و قال یا بن سعد قطع الله رحمک کما قطعت رحمی…» خدایا بر این قوم شاهد باش که جوانی به سوی آن ها رفت که از نظر جمال و کمال و سخن گفتن ، شبیه ترین مردم به رسول توست . به طوری که هرگاه ما مشتاق دیدار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم ) تو بودیم ، به چهره ی علی اکبر (علیه السلام ) نگاه می کردیم. و نیز فرمودند : « ای عمر سعد! خدا رَحِمَت را قطع کند ، هم چنان که رَحِم مرا قطع کردی …»(۳)

سبقت عاشقانه در مسیر کمال
سبقت گرفتن یاران حسین(علیه السلام ) در اظهار وفاداری و رفتن به میدان جنگ و شهادت در راه آرمان های مقدّس اباعبدالله الحسین(علیه السلام ) ، به منزله ی آن بود که در کار خیر منتظر دیگران نباید بود و در حقیقت مصداق « سارعوا الی الخیرات» را به وضوح نشان می داد. یاران امام (علیه السلام ) در شب عاشورا همه بالاتّفاق می گفتند: « … لا و الله یابن رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم ) لانفارقک ابداً و لکنا نقیک بانفسنا حتی نقتل بین یدیک…»
… به خدا قسم ای فرزند رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم ) هرگز تو را رها نخواهیم کرد …(۴) میزان عشق و ارادت پاک باخته گان حسینی به سیّد و سالارشان چنان بود که حتّی در آخرین لحظات جیات نیز لحظه ای از مراد خود غافل نمی شدند . چنان که مسلم بن عوسجه در آخرین لحظات عمر به حبیب بن مظاهر ، حمایت از حسین (علیه السلام ) را وصیت کرد. « فقال له مسلم : فانی اوصیک بهذا و اشار الی الحسین (علیه السلام ) ، فقاتل دونه حتّی تموت…» (۵) در روایت دیگری می گوید:«و جعل اصحاب الحسین (علیه السلام )یسارعون الی القتل بین یدیه …»(۶) استاد شهید مرتضی مطهری (رحمت الله علیه) در مورد علّت این گونه پیشی گرفتن ها می گوید: « خصوصیات دیگر اصحاب ابا عبدالله (علیه السلام ) این بود که خودشان را قبل از شهادت حضرت و بنی هاشم به شهادت رساندند و این دلیل بر کمال ایمان این ها به قائدشان بود.» (۷) و نیز می فرماید : « اصحاب اباعبدالله (علیه السلام ) ، نه برای مزد و اجرت می جنگیدند و نه از ترس و بیم ، بلکه فقط برای ایمان و عقیده و حرّیت می جنگیدند … مکتب حسین ، مکتب عشق بود…»(۸)

پی نوشت ها :
۱- طبری : همان، ج۷ ، صفحات ۳۰۲۹-۳۰۲۷ و نیز مفید(رحمت الله علیه): الارشاد ، همان ، ج۲ ، صفحات ۱۰۳و۱۰۴ .
۲- سامانی ، عمان : دیوان اشعار ( گنجینة الاسرار ).
۳- ابن طاووس : مقتل الحسین(علیه السلام ) ، منشورات مکتبه الداوری ، قم ، ص۴۷٫
۴- همان : ص۳۹٫
۵- همان : ص۴۵٫
۶- همان: ص۴۷٫
۷- مطهری (رحمت الله علیه) ، استاد شهید مرتضی : حماسه حسینی ، صدرا، ج۳ ، ص۱۵۹٫
۸- همان : جلد ۳ ، ص۱۵۹٫

تاریخ درج: ۱۳۹۵/۷/۱۷