دعای فرج

مهدويت به چه معنا است لطفاً توضيح دهيد؟
مهدويت از واژة مهدي گرفته شده و معناي اصطلاحي آن، اعتقاد به حضرت مهدي (عج) است، و باور به اين كه او فردي است از نسل پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ كه در آخر الزمان ظهور مي كند و جهان را پر از عدل و داد مي سازد آنچنان كه از ظلم و جور پر شده بود.
اين عقيده اختصاص به شيعه ندارد و همة فرقه هاي اسلامي و حتی غیر اسلامی، در آن مشترك هستند برای مثال در یكى دیگر از كتب مقدس هندوها آمده است: دور دنیا تمام شود به پادشاه عادلى در آخرالزمان كه پیشواى ملائكه و پریان و آدمیان باشد. حق و راستى با او باشد. آن چه در دریا و زمین‏ها و كوه‏ها پنهان باشد همه را به دست آورد و در آسمان‏ها و زمین آن چه باشد خبر مى‏دهد. از او بزرگ‏تر كسى به دنیا نیامد.(سبك از كتاب مقدس هندوها)
هم‏چنین در كتاب معروف هندوها چنین اشاره شده است: پادشاهى به دولت دنیا، به فرزند سیّد خلایق در دو جهان (كشن) تمام شود و كسى باشد كه بر كوه‏هاى مشرق و مغرب دنیا حكم براند و فرمان كند و بر ابرها سوار شود و فرشتگانْ كاركنان او باشند، جن و انس در خدمت او شوند و از «سودان» كه زیر خط استواست تا سرزمین «تسعین» كه زیر قطب شمالى است و ماوراى بحار را صاحب شود و دین خدا زنده گردد. و نام او «ایستاده» (قائم) باشد و خدا شناس باشد (اوپانیشاد، ص ۷۳۷)
ريشة آن نيز در قرآن و احاديث است و چنين نيست كه توسط عده اي خاص، جعل و منتشر شده باشد. در قرآن، آيات فراواني دربارة آن مهر سپهر افروز وجوددارد، از جمله:
• انبياء/۱۰۵؛ وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ و حقّا که ما در هر کتاب آسمانی پس از لوح محفوظ ، و در زبور ( داود ) پس از ذکر ( تورات موسی ) و در قرآن پس از آن کتاب ها ، نوشتیم و مقرّر کردیم که همانا ( ملکیت و حاکمیت و استفاده تام از برکات ) این زمین را بندگان صالح و شایسته من به ارث خواهند برد ( از دست غاصبان و ائمّه جور به امامان عدل و خلفای آنها منتقل خواهد شد )
• . نور/۵۵؛ وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذِي ارْتَضي‏ لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَني‏ لا يُشْرِکُونَ بي‏ شَيْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند وعده می دهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد ، همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده ، پابرجا و ریشه دار خواهد ساخت و ترسشان را به امنیّت و آرامش مبدّل می کند ، آن چنان که تنها مرا می پرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت. و کسانی که پس از آن کافر شوند ، آنها فاسقانند
• توبه /۳۳؛ هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدي‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ اوست که رسول خود را با ( وسایل ) هدایت و دین حق و درست فرستاد تا آن را بر هر دینی پیروز گرداند هر چند مشرکان خوش ندارند.
• قصص/۵: وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ در حالی که ما اراده داشتیم تا بر آنهایی که در آن سرزمین مستضعف شده بودند منّت نهیم و آنها را پیشوایان ( مردم ) و وارثان ( روی زمین ) سازیم.

حجم انبوهي از روايات نيز به دست ما رسيده است كه در آنها، پيامبر خاتم ـ صلي الله عليه و آله ـ از آن نور ديده اش سخن رانده است. اين روايات در همان زمان حيات پيامبر، سينه به سينه نقل مي شد و در گنجينة‌ذهن مسلمانان جاي مي گرفت، اگر نگاهي به روايات نبوي بيفكنيم، خواهيم ديد كه پرسش كنندگان از اوصاف، ويژگيها و محاسن اخلاقي و كيفيت و علائم ظهور و ساير مسائل مربوط به آن موعود بشري مي پرسيدند. اين نكته، بيانگر آن است كه اصل وجود منجي بشر، امري مسلم و قطعي بوده است. تأكيد ائمة اطهار نيز بر تقويت اين باور مي افزود تابدانجا كه هر دو مذهب تشيع و تسنن با همة انشعابهايشان، بر آن اتفاق نظر پيدا كردند.
شاهد بر اين مسأله، پديده مدعيان دروغين مهدويت است؛ شياداني كه از باور اصيل مردم، سوء استفاده كرده و خود را مهدي موعود، معرفي مي كردند، اما از آنجا كه صفات و ويژگي هاي مهدي حقيقي در روايات رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ و جانشينان گراميش بيان شده بود، اغلب مردم به كذب ادعاي آنان پي برده و از آنها بيزاري مي جستند.
از آن طرف، برخي از افراد ساده دل يا منحرف، تعداي از معصومين يا افراد نامور را مهدي معرفي مي كردند، (مثلاً عده اي،‌زيد بن علي؛ فرقة‌كيسانيه، محمد حنفيه؛ فرقة ناووسيه، امام صادق ـ عليه‎ السلام ـ؛ و فرقة واقفيه، امام كاظم ـ عليه‎ السلام ـ را مهدي منتظر مي دانستند؛ در حالي كه اين بزرگواران، هيچ گاه چنان ادعايي نداشتند.)
همة اين مطالب نشان دهندة رسوخ اصل «مهدويت» در عمق جان مسلمانان است؛ اصلي كه جامعة اسلامي را جامعه اي منتظر و پويا و اميدوار به آينده اي روشن، نگاه داشته است. آينده اي كه اميدواريم دور نباشد.
منابع جهت معرفي بيشتر:
۱٫ ابراهيم اميني، دادگستر جهان، انتشارات شفق، قم، چاپ بيست و پنجم، ۱۳۸۱٫
۲٫ حبيب الله طاهري،‌سيماي آفتاب، انتشارات زائر، قم، چاپ اول، ۱۳۸۰٫
امام سجاد ـ عليه‎ السلام ـ:
من ثبت علي موالاتنا في غيبة قائمنا اعطاه الله عزّوجلّ اجر الف شهيد من شهداء بدر و اُحد؛ هر كس در زمان غيبت قائم ما، بر دوستي ما ثابت قدم بماند، خداوند ثواب هزار شهيد از شهداي جنگ بدر و احد را به او اعطا فرمايد.

—————————————————————————-

منبع: لطف الله صافي گلپايگاني، منتخب الاثر، انتشارات مؤسسه حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ، قم، چاپ دوم، ۱۴۲۱ق، ص ۶۴۸٫

تاریخ درج مطلب: ۱۳۹۵/۸/۱۸